"کاری نکنیم امام زمان عج الله فرجه به خاطر کارهای ما پیش خدا شرمنده شود." امام خمینی (ره)
تا حالا به این جمله عارف واصل بنیانگذارجمهوری اسلامی ایران توجّه و فکر کردیم چرا هر روز اعمال ما به پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله عرضه می شود وهفته ای یک بارهم به حضرت ولی عصرعج الله فرجه ارائه می شود؟
تا حالا فکر کردیم چرا خاتم النبیین ؛ رحمة للعالمین به خاطر ما ناراحت می شود؛ چرا صاحب عصر به خاطر اعمال ما پیش خدا ناراحت و شرمنده می شود؟
چون ما بی صاحب نیستیم ؛ صاحب داریم ؛ هردو نگران ما هستند؛ نگرانند چون دوستمان دارند؛ همین دنیا شفاعت می کنند می خواهند پرونده آبرومندی از امّت شان به خدا تحویل دهند.برای همین حجّت خدا با خطاهای ما گریه می کند و از خدا طلب بخشش می کند با اعمال صالح ما خوشحال می شود.
علت شکل گیری و وقوع انقلاب اسلامی ایران؛ نظام سازی بر اساس احکام اسلام در عرصه های متعدد از جمله اقتصادی بوده است؛ ولی علیرغم هدف ذاتی انقلاب ایران و خواست عموم مردم ایران؛ از بدو انقلاب تاکنون؛ نظام سازی اسلامی در امور اقتصادی کشور تحقق نیافته و همچنان؛ بر اساس اقتصاد غربی که تفاوت ماهوی با اقتصاد اسلامی داشته و تمام امور اقتصادی بر اساس اصالت سود و سرمایه تنظیم می شود ؛ در حالی که؛ اقتصاد اسلام بر اساس حرمت ربا و توجّه به مشروعیّت داشتن کسب هر گونه درآمد از دیدگاه اسلام و شغل و درآمد حلال و حرام موضوعیّت تعیین کننده دارد.
اقتصاد اسلامی هرگونه بهره کشی از انسان ها برای انباشتن سود و سرمایه عده ای اندک را حرام نموده و بهره اقتصادی هر فرد را به میزان تلاش و توانایی علمی و تخصصی صرفا در مشاغل حلال می داند.
در حالی که در جامعه فعلی؛ عده زیادی علیرغم زحمات شبانه روزی؛دارای حداقل در آمد؛ ولی عده ای اندک با کمترین زحمت صاحب
صدا و سیما به کجا می رود؟
در سه سال گذشته شاهد تغییر فاحش چهره ترسیمی زن در صدا و سیما هستیم. از آنجا که صدا و سیما متعلق به مردم مسلمان ایرانی است؛ لذا؛ چهره ترسیم شده از زن نیز باید با ویژگی های زن در اسلام و فرهنگ اصیل ایرانی مطابق باشد؛ در حالی که؛ چهره زن در سریال ها و فیلم های سینمایی و برنامه کودک و نیز مسابقات مختلف از جمله آشپزی و... تأکید بر جنسیّت زن و نمایش جاذبه های جسمی و کلامی اوست که مطابق با فرهنگ غربی و استفاده ابزاری و تبلیغاتی از زن هست.
در اسلام و قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران؛ وضعیّت موجود زن در صدا و سیما نفی شده و نظام اسلامی موظف به ایجاد زمینه های مساعد جهت رشد شخصیّت زن و احیاء حقوق مادی و معنوی زن شده است.
سوال از کلیه دست اندرکاران صدا و سیما این است که آیا اهداف و برنامه های صدا و سیما محل اعتلا و رشد شخصیّت زن و احیاء حقوق وی بوده و زن ایرانی در حال بازیگری و اجرای برنامه و... با تلاش به زیباسازی خود و زیبا گویی و برخی حرکات موزون! در برنامه کودک و...؛ با گستاخی و پررویی و کم حیایی و ... به حقوق خود رسیده است؟!
مگر نه این که خدا در همه حال وکیل مدافع ما هست، و کلّی قانون در قرآن برای حفظ حقوق بندگانش قرار داده تا مانع ظلم و حقّ کشی ما شود و مجازات شدیدی هم برای ظالم و متعدی به حقّ دیگران قرار داده؛ بنده ها هم هر وقت ظلمی دیدند؛ بلافاصله او را به وکیل مدافع همیشگی بدون هزینه و حاضر و ناظر و شاهد در همه جا؛ در آنچه بر او رفته حواله می دهد؛ وکیل قادر و منتقم و عادل و دلسوز هم تا حقّ بنده اش را از ظالم نگیرد حتّی پای میزان و حساب و کتاب هم ولش نمی کند؛ مگر این که صاحب حقّ خودش با رضایت و آزادی کامل بخشش ظالم را به وکیلش اعلام کند.
تا حالا فکر کردید؛ ما هم می توانیم وکیل مدافع خدا و کتاب راهنمای خدا و جانشینان خدا در زمین باشیم؛ همچون خدا وقتی ظلمی به خدا و کتاب خدا و جانشینان معصومش شد؛ ما در مقام وکیل مدافع جلوی ظلم و ظالم را در حدّ توان گرفته و شجاعانه بی هیچ ترسی مقتدرانه در برابر ظالمان بایستیم و حقّ خدا را ثابت کنیم. اگر وکالت خدا و معصوم را قبول کردیم، اول باید حبّ و بغض مان را طوری تنظیم کنیم که با ظلم به خدا خشم و غضب و دوری و دشمنی با ظالم و با حفظ حقوق خدا خوشحالی و محبّت و دوستی را انتخاب کنیم.
پیامبر اسلام در بخشی از خطبه غدیر می فرمایند:
"وَسَأَلْتُ جَبْرَئیلَ أَنْ یَسْتَعْفِىَ لِىَ (السَّلامَ) عَنْ تَبْلیغِ ذالِکَ إِلیْکُمْ – أَیُّهَاالنّاسُ – لِعِلْمى بِقِلَّةِ الْمُتَّقینَ وَکَثْرَةِ الْمُنافِقینَ وَإِدغالِ اللّائمینَ وَ حِیَلِ الْمُسْتَهْزِئینَ بِالْإِسْلامِ، الَّذینَ وَصَفَهُمُاللَّهُ فى کِتابِهِ بِأَنَّهُمْ یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَیْسَ فى قُلوبِهِمْ، وَیَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَاللَّهِ عَظیمٌ."
" و من از جبرئیل در خواستم که از خداوند سلام اجازه کند و مرا از ماموریت تبلیغ به شما معاف دارد زیرا کمی پرهیزگاران و فزونی منافقان و دسیسه ملامت گران و مکر مسخره کنندگان اسلام را میدانم همانان که خداوند در وصفشان در کتاب خود فرموده : «…به زبان می گویند آن را که در دلهایشان نیست و آن را اندک و آسان می شمارند حال آنکه نزد خداوند بس بزرگ است…»(نور/۱۵)"
آیا کلام پیامبر خدا را قبول داریم که در خطبه قدیر فرمود:
"مَعاشِرَالنّاسِ،(فَضِّلُوهُ). مامِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَقَدْ أَحْصاهُاللَّهُ فِىَّ، وَ کُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فى إِمامِ الْمُتَّقینَ، وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً، وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبینُ (الَّذى ذَکَرَهُ اللَّهُ فى سُورَةِ یس: (وَ کُلَّ شَىْءٍ أَحْصَیْناهُ فى إِمامٍ مُبینٍ) "
"هان مردمان !او را برتر دانید ، هیچ دانشی نیست مگر اینکه خداوند در جان من نوشته و من تمامی آن را در جان علی امام پرهیزگاران ضبط کرده ام ،و دانشی نبوده مگراین که آن را به علی آموخته ام او پیشوای روشنگر است که خداوند در سوره یاسین از او گفتگو کرده :« وعلم هر چیز را در امام مبین برشمرده ایم…»( یس / ۱۲)
اگر قبول داریم؛ که به عنوان انسان موحّد نمی توانیم فرمایش آخرین پیامبرخدا را در تعیین جانشین خود قبول نداشته باشیم؛ چون انسان غیرمعصوم مسئول در هرپست و مقامی در غیاب خود؛ برای خود جانشینی همانند و همفکر و همطراز خود تعیین می کند تا دیگران را در همان مسیر تعیین شده هدایت و از انحراف آنها به سایر مسیرها و ایده ها و... جلو گیری کند؛ مولای متقیان حضرت علی علیه السلام تائید شده از سوی خداوند حکیم در جانشینی پیامبر اسلام هست.
الامام الصادق علیه السلام:" لیس من شیعتنا من قال بلسانه و خالفنا فی اعمالنا و آثارنا"
کسی که به زبان دم ازتشیّع می زند؛ امّا در عمل برخلاف اعمال وکردار ما عمل کند از شیعیان ما نیست"
وسایل الشیعه ج۱۵ص۲۴۷
الامام صادق علیه السلام:" الزهد هو ترکک کل شی یشغلک عن الله تعالی من غیرتأسف علی فوتها و لااعجاب فی ترکها و لا انتظار فرج منها"
مستدرک الوسایل ج۱۷ص۴۵
"زهد آن است که هر چه تو را از یاد خدا باز دارد رها کنی بی آن که برای از دست دادن آن افسوس خوری و یا به خاطررها کردن ان
دچار غرور و خودپسندی شوی یا چشم داشت گشایش از این کارت داشته باشی.
امام صادق علیه السلام :زندگی خود را بر ۴ اصل قرار دادم: دانستم کار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش کردم دانستم خدا مرا می بیند پس حیا کردم دانستم رزق مرا دیگری نمی خورد پس آرام شدم دانستم پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم.
قالَ الإمامُ جَعْفَرُ بنُ محمّد الصّادقُ علیه السلام: کَمالُ الْمُؤْمِنِ فى ثَلاثِ خِصال: الْفِقْهُ فى دینِهِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النّائِبَهِ، وَالتَّقْدیرُ فِى الْمَعیشَهِ
فرمود: شخصیّت و کمال مؤمن در سه خصلت است: آشنا بودن به مسائل و احکام دین، صبر در مقابل شداید و ناملایمات، زندگى او همراه با حساب و برنامه ریزى دقیق. أمالى طوسى: ج 2 ص 279
تصویر:وبلاگ آزادی
نترسیدن از دشمن نتیجه اطاعت خدا
قالَ الا مامُ اءبو الحسن ، علىّ الهادى صلوات اللّه و سلامه علیه :
تازگی و جدید ماندن قرآن در همه زمان ها و تلاو ت ها
دو نوع انتظار هست؛ یکی در ذهن و احساس و خیال، و دیگری در قلب و فکر و تمام جوارح بدن و کلیه اعمال فرد.
اوّلی؛ صرف احساس هست و سکون، و بی تأثیر در سایر اعضا و جوارح انسان؛ دوّمی؛ ایمان و تعقّل وعقیده و باور هست و محرّک حرکت اعضاء بدن و تمام اعمال مشهود و غیر مشهود انسان.
مثال اوّلی به مانند فردی است که مصرّانه و به کرّات میهمان دعوت می کند، ولی هیچ تلاشی برای پذیرایی از میمهان نکرده و دست خالی و بدون تهیه اسباب پذیرایی و آمادگی حداقلی برای استقبال و پذیرایی در منزل منتظر صدای دق الباب منزل می نشیند و در خیال با خود سیر می کند و خوشحال از این که میهمان دعوت کرده است.
مثال دوّمی به مانند فردی است که قبل از دعوت میهمان تمام لوازم پذیرایی را در حدّ توان مالی از چند روز قبل تهیّه کرده و منزل را پاکیزه نموده و سپس با احترام توأم با شرمندگی از جهت امکان عدم شایستگی در پذیرایی، میهمان را دعوت می کند و در حدّ توان در پذیرایی وی می کوشد و خود و لباسش را کاملا پاکیزه می کند؛ تا هیچ چیز بدی موجب ناراحتی میهمانش نشود. او برای اطمینان از پذیرش دعوت؛ خود و منزل را مطابق نظر میهمان تنظیم می کند. در مدت پذیرایی نیز تمام فکر خود را مشغول این می کند که مبادا میهمان از وی رنجیده خاطر شده و زودتر برود و دعوت وی را در دفعات بعد نپذیرد. قلب و دل و زبان و فکرش، هم صدا و هماهنگ در عشق و محبّت به میهمان موج زده؛ و همچون پروانه دور میمان می چرخد تا راضی و خوشحال از خانه وی برود.
وضع انتظار ظهور صاحب الامر و منجی عالم بشریّت مانند دو میزبان در مثال بالاست. عده ای، که کثرت زیادی دارند؛ فقط در کلام
انجام موارد زیرمنجربه تحقق صفت عدالت در فرد شده و انصاف و حقّ مداری و تکلیف نگری درکلیه امورملکه وی گردیده، توانایی یاری امام زمان واثبات ادعای انتظار فرج را پیدا می کند:
۱- شناخت کامل وظایف شرعی مسلمان از منابع معتبر اسلام و اجرای آنها در حدّ تعین شده در شرع برای مکلّفین
۲- شناخت کامل مصادیق حرام و پرهیز کامل از آنها
۳- شناخت کامل درآمد مشروع و نامشروع و تطبیق کلیه درآمدها و اموال خود با درآمد مشروع
۴-مراقبت کامل زبان در صداقت و راستگویی و پرهیز از هرگونه دروغ، برای ایجاد یکسانی قول و عمل و یکدلی و شفافیّت گفتار و اعمال و حذف نفاق و دورویی در کلام و اعمال خود
۵- مراقبت کامل از دروغ به خدا در نماز و غیر نماز( در امور خود فقط پرستش خدا و درخواست کمک از خدا و قرار دادن امور خود در صراط مستقیم اهل بیت علیهم السلام و دوری عملی از مصادیق غضب شده ها)
بیش از سه دهه ایستادگی و تحمل سختی ها و بحران های متعدد اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و...اکثریت مردم ایران در پاسداری از اسلام و انقلاب اسلامی و همراهی با آرمان مکتب امام خمینی (ره) که همواره پشتیبان ولایت فقیه بوده و او را تنها نگذاشتند؛ وقت آن رسیده است که با نگاهی به گذشته و مطابقت اهداف و عملکرد معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران با کلیه کارگزاران و مسئولین از زمان فوت امام تا کنون؛ جواب سوالی که پای میزان خواهند پرسید بیابیم که صاحب منصبان و سیاست پیشه گان با میراث خمینی چه کردند؟
با اندکی تأمل؛ موارد زیر در ترسیم شکل گیری و تداوم زاویه از خط نهضت امام خمینی (ره) نمایان شده و در سه دهه گذشته به عنوان فرهنگ عمومی در اداره کشور تثبیت و یا در حال تثبیت شدن هست:
۱- رفاه طلبی و عافیت جویی و قدرت طلبی و استفاده خلاف شرع و قانون از بیت المال و امکانات در اختیار در زمان مسئولیت به طور پیدا و پنهان از سوی برخی صاحب منصبان
۲- مقابله پیدا و پنهان با رقبای حزبی و شغلی و... برای حذف آنان با توسل به شیوه های خلاف شرع و قانون
۳- شدت یافتن جنگ قدرت در ۱۰ سال گذشته با شکستن سدّ محکم خفقان و سانسور چندین ساله واعتراض و نقد عملکرد دولت ها از سوی فرهیختگان و در نتیجه؛ نه گفتن اکثریت مردم به نامزدهای حزبی در انتخابات ریاست جمهوری
صداقت و یکرنگی هر فرد همچون آب خالص و زلال هست که به محض مشاهده علاقه آن بر دل می نشیند که با هیچ چیز قابل تهیه و خریداری نیست.
صداقت و یکرنگی در قلب انسانها جا دارد؛ از این روست که در تمام دنیا همه با هر مذهب و ایمانی عاشق آدم یکرنگ و راستگو می شوند؛ چون صفای درون او همچون آهن ربا همه را به خود جذب می کند؛ بدون این که کوچکترین تلاش و هزینه ای برای جذب دیگران کرده باشد. راستگویی و یکرنگی ضامن امانتداری و اعتماد دیگران به ماست. پس، صداقت و یکرنگی را رها نکنیم تا گنجینه بزرگی از دست نرود.